[10 ] دین ، امر ثابتی است و حکومت ، مربوط به امور جزئی و متغیر است و لذا این دو جمع ناشدنی اند.

[10 ] دین ، امر ثابتی است و حکومت ، مربوط به امور جزئی و متغیر است و لذا این دو جمع ناشدنی اند.

پاسخ
دین ، برای تامین سعادت فردی و جمعی انسان است و از سوی دیگر انسان ، حقیقتی است که هم با دنیا پیوند دارد و هم با آخرت . چنین موجودی باید هم در دنیا از آسیب محفوظ بماند و هم پس از مرگ و ورود به آخرت از گزند خطر در امان باشد و بلکه باید علاوه بر محفوظ ماندن از شر ، از خیر جاوید با درجاتی که دارد بهره مند گردد . از سوی سوم ، انسان فطرتی دارد که میان همه افراد بشر مشترک و ثابت است : « فاقم وجهک للدین حنیفا فطرت الله التی فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله » و در کنار این فطرت ثابت ، طبیعتی دارد که متغیر است و متنوع و غیریکسان می باشد : « انی خالق بشرا من طین » طبیعتش به اقلیم های زمینی و تاریخ زمانی برمی گردد ، ولی فطرتش که به روح برمی گردد و امری فراطبیعی و مجرد می باشد ، ثابت و غیرمتغیر است .
دین ، این اضلاع چهارگانه را به خوبی در نظر دارد ؛ یعنی مسائل مربوط به دنیا ، مسائل مربوط به آخرت ، احکام و حکم مربوط به فطرت ، و احکام و حکم مربوط به طبیعت را توجه داشته ، برای مجموعه اینها ، وحی به صورت کتاب آسمانی متبلور شده است و همین وحی الهی ، جوامع بشری را به عترت طاهرین ( علیهم السلام ) دعوت کرده که مجموعه دین ، به صورت قرآن و عترت تجلی کرده است .
عقل نیز به نوبه خود منبع و راهگشاست . آن بخش از مبادی که مستقلات عقلی است یا لوازم حجت های ماثور است ، دلیل نقلی دین نیز آن را امضاء کرده و آن بخش از مبادی که به عنوان مقدمات واجب نقلی ، راهنمایی و ارشاد دارد ، مورد پذیرش دلیل نقلی است .
بنابراین ، دین به همه شؤون انسان توجه نموده و چیزی را مغفول نکرده است و بخش های متغیر انسان از نظر صاحب دین دور نمانده و کار حاکم اسلامی ، چه معصوم و چه غیرمعصوم ، آن است که با توجه به ابعاد چهارگانه ای که گفته شد و در دین لحاظ شده ، احکام ثابت و متغیر را بیان و اجرا کند و در مسائل اعتقادی ، سه وظیفه « تبیین » ، « تعلیل » ، و « دفاع علمی » را انجام دهد ؛ یعنی اولا عقاید دینی را به خوبی تشریح کند که چیست ، ثانیا برای درستی آنها دلیل و برهان بیاورد ، و ثالثا اشکالات وارد بر آنها را دفع کند .
البته ، امور جزئی و متغیر انسان ها در هر زمان و هر مکان ، به طور طبیعی در مشورت با کارشناسان و متخصصان هر فن ، مورد ارزیابی حاکم دینی قرار می گیرند و چون هر یک از آنها زیرمجموعه یک کبرای کلی هستند ، حکم آن موضوعات و مصادیق روشن می گردد .
نمونه ای از ثبات حکم و تغیر مصداق را می توان در جریان مناظره علمی محمد بن علی الجواد ( علیهمالسلام ) با یحیی بن اکثم مشاهده کرد که یک مصداق معین خارجی ، در ظرف زمانی یک روزونیم ، ده بار متغیر شد و ده حکم متنوع را پذیرفت و آن ، عبارت بود از فرض خاصی که امام جواد ( علیه السلام ) آن را ارائه نمود ؛ زنی که در بامداد ، بر مردی حرام بود و هنگام برآمدن آفتاب ، برای او حلال شد و هنگام نصف النهار و نیم روز ، بر او حرام شد و در وقت ظهر ( نماز ظهر ) ، برای او حلال گشت و سپس در عصر ، بر او حرام گردید و هنگام مغرب ، برای او حلال شد و هنگام برآمدن آفتاب روز بعد ، بر او حرام شد و در نیم روز همان روز ، برای او حلال گردید.
این احکام متنوع که همگی به نحو « قضیه حقیقیه » از لوح محفوظ الهی نشات گرفته و از هر دگرگونی مصون است ، هیچ یک در اثر تبدل مصداق و تحول آن ، متاثر و متغیر نشد .
بنابراین ، وحی ثابت خدا که دوام و کلیت دارد ، امور متغیر را در تحت شمول خود دارد ، بدون آنکه آسیبی از سوی امور جزئی و متغیر به ثبات و دوام و کلیت آن وارد شود ؛ چه اینکه ثبات و دوام و کلیت آن احکام جامع ، مستلزم جمود ، تحجر ، رکود ، ارتجاع ، انحصار ، تنگنا و مانند آن نخواهد شد.

نقل از فصل هفتم کتاب ولایت فقیه، ولایت فقاهت و عدالت تالیف حضرت آیت الله جوادی آملی