[6] با توجه به آیات قرآن کریم مانند « یزکیهم ویعلمهم الکتاب والحکمه » ، « لیقوم الناس بالقسط » ، « لا اکراه فی الدین » ، « ما انت علیهم بجبار » ، « لست علیهم بمصیطر » ، وظیفه پیامبران ، تعلیم و تربیت انسان ها به وسیله « تشویق » است و چنین هدفی ، با زور و حکومت حاصل نمی شود و بنابراین ، کار تشکیل حکومت ، با خود مردم است نه با پیامبران.

[6] با توجه به آیات قرآن کریم مانند « یزکیهم ویعلمهم الکتاب والحکمه » ، « لیقوم الناس بالقسط » ، « لا اکراه فی الدین » ، « ما انت علیهم بجبار » ، « لست علیهم بمصیطر » ، وظیفه پیامبران ، تعلیم و تربیت انسان ها به وسیله « تشویق » است و چنین هدفی ، با زور و حکومت حاصل نمی شود و بنابراین ، کار تشکیل حکومت ، با خود مردم است نه با پیامبران.

پاسخ
تشکیل حکومت ، به معنای تحمیل کردن دین بر مردم نیست ، بلکه برای تعلیم و تزکیه نمودن مردمی است که دین و حکومت دینی را حق دانسته و پذیرفته اند و بدون شک ، تعلیم و تزکیه ، با تشویق و ترغیب و با اختیار آگاهانه انسان ها صورت می گیرد که حکومت دینی نیز چنین روشی دارد . البته در هر حکومتی چه دینی و چه غیردینی ، برای طاغیان و متخلفان از قانون و مخلان به نظم عمومی جامعه ، قوانین جزائی و تنبیهی وجود دارد که امری عقلایی است و مؤید تعلیم و تزکیه عمومی است نه منافی با آن .
ضمنا این نکته را باید توجه داشت که آیاتی مانند « لا اکراه فی الدین » ، « لست علیهم بمصیطر » ، « لست علیهم بجبار » ، « انک لا تهدی من احببت» مربوط به « تکوین » است نه « تشریع » ؛ زیرا در محدوده تشریع ، هم جریان امر به معروف و نهی از منکر مطرح است و هم جریان حدود و تعزیرات . از سوی دیگر ، ممکن است شهروندی ، اصول اعتقادی اسلام را نپذیرد و در پناه حکومت اسلامی از حقوق خاص خود برخوردار باشد و احساس امنیت کند .

نقل از فصل هفتم کتاب ولایت فقیه، ولایت فقاهت و عدالت تالیف حضرت آیت الله جوادی آملی