تبیین مبانی فکری و تاریخی جمهوری اسلامی ایران – جلسه دوم

تبیین مبانی فکری و تاریخی جمهوری اسلامی ایران – جلسه دوم

خلاصه ای از مباحث جلسه دوم آقای دکتر شفیعی فر

موضوع جلسه دوم : نظریه ولایت فقیه و مردم سالاری دینی

تا اوایل دهه 1340 تصور علما از حکومت اسلامی این بود که اگر قانون اساسی در جامعه پیاده شود، کفایت می کند. اما پس از تحولاتی که در ابتدای دهه 1340 ( به ویژه 42 و 43 ) اتفاق افتاد، امام خمینی (ره) به این نتیجه رسید که در چارچوب نظام سلطنتی نمی توان احکام دینی را پیاده کرد زیرا اولا شاه نمی تواند و اگر هم بخواهد آمریکا اجازه نمی دهد. لذا امام تصمیم به تشکیل حکومت اسلامی گرفت و از سال 1342 به بعد شیوه مبارزاتی اش را در جهت ساقط کردن حکومت شاهنشاهی و تشکیل حکومت اسلامی تغییر داد.
با توجه به اینکه از صدر اسلام به بعد حکومت اسلامی تشکیل نشده بود و از طرفی مردم با آن بیگانه بودند و پذیرش اش سخت بود و فشار حکومت های مختلف مثل مارکسیسم و دموکراتیک و …. وجود داشت، امام خمینی (ره) سعی می کرد جامعه را برای پذیرش تشکیل حکومت اسلامی و ولایت فقیه آماده کند. موارد زیر نمونه هایی از برخورد و موضع گیری های امام در این زمینه است:
1.امام خمینی (ره) در 23 فروردین 1343 در پاسخ به حکومت سلطنتی که در روزنامه اطلاعات گفته بودند که با خمینی تفاهم کردند، موضع گرفتند و سیاست مدون اسلامی را مطرح کردند و گفتند که تدبیر امور جامعه برای انبیاء است و انبیاء برای هدایت جامعه آمده اند و اسلام دینی فردی نیست بلکه دین سیاست و زندگی و حکومت است.
2.امام خمینی (ره) بر علیه قانون کاپیتولاسیون موضع گرفتند و فرمودند : ” این نمایندگان مجلس که به این قانون رای دادند نماینده ما نیستند زیرا شاه خودش انتخاب کرده است و اگر هم بودند، من عزلشان کردم ” در واقع امام خمینی (ره) چشمه ولایت را نشان می دهد.
3.وقتی امام خمینی (ره) را به نجف تبعید کردند در اولین جلسه درسش، بحث تلاش های پیامبر برای تشکیل حکومت اسلامی را بیان کرد و گفت : وظیفه همه ما این است که حکومت اسلامی تشکیل دهیم.
4.انجمن های اسلامی دانشجویان ایرانی مستقر در اروپا در سال 1346 به امام نامه نوشتند و از وضع موجود گلایه کردند و امام در پاسخ گفت : نگران نباشید، ما در حال آماده کردن قوائد تشکیلاتی و حکومتی هستیم و به زودی ارائه خواهیم داد.
5.امام خمینی (ره) در بهمن 1348 یک سلسله کلاس (13 جلسه ) تشکیل می دهد و نظریه ولایت فقیه را آنجا مطرح می کند و این سخنان، تبدیل به جزوه و کتاب می شود و توزیع می شود.
امام خمینی (ره) در کتاب ولایت فقیه، ولایت فقیه را مکمل واژگونی طاغوت مطرح می کند و این تفاوتی است که با کتاب کشف اسرار دارد. همچنین بیان می کند که تصور ولایت، موجب تصدیق آن است به عبارت دیگر ولایت فقیه نیاز به استدلال ندارد و کاملا بدیهی است.
تفاوت نظام سلطنتی با نظام ولایی این است که اولا ولی شرایط دارد ( مثل عدالت، فقاهت، تدبیر و … ) و در قانون اساسی ایران توسط مجلس خبرگان انتخاب می شود ولی در نظام سلطنتی موروثی است و شرایط ندارد.
بنابراین امام خمینی (ره) نظریه ولایت فقیه را به عنوان جایگزین سلطنت مطرح می کند و معتقد است نیاز به استدلال و برهان ندارد چون بدیهی است، اما دلایل عقلی را هم در کتاب ولایت فقیه مطرح می کند. همچنین در کتاب البیع در یک فصل آن با عنوان “شئونات و اختیارات ولایت فقیه” پرداخته است.
دلایل نقلی اثبات ولایت فقیه : آیات و روایاتی است که امام خمینی (ره)در خصوص ولایت فقیه مطرح می کند و ناظر بر این است که حکومت برای خداست، خدا به پیامبر، پیامبر به امام و امام به فقها داده است. البته دلایل نقلی برای کسی که شیعه نیست یا شیعه را قبول ندارد، شاید مفید نباشد.
دلایل عقلی اثبات ولایت فقیه : دلیل عقلی همیشگی است و هر عقیده ای در هر زمانی آن را می پذیرد. امام خمینی (ره) در اثبات دلیل عقلی ولایت، سه گزاره دارد ( صغری، کبری و نتیجه):
اولا : قانون مجری می خواهد و بدون مجری به نتیجه نمی رسد.
ثانیا : اسلام یک مجموعه قانون یا شریعت است و احتیاج به مجری دارد.
ثالثا (نتیجه گیری): حکومت اسلامی، قوه مجریه اسلام است. حالا چه کسی باید در راس حکومت قرار بگیرد و در واقع کسی که از همه بیشتراحکام اسلام را بشناسد. بنابراین فقیه باید در راس حکومت اسلامی باشد.
در یک حکومت اسلامی، ولایت فقیه، اختیارات و وظایف خود را به قوه های قضاییه، مجریه و مقننه تفویض می کند و هرکدام وظایف خود را انجام می دهند و رهبری در قوه مجریه، صرفا وظیفه نیروهای مسلح را بر عهده دارد و مابقی را به قوا واگذار کرده است. ویژگی حکومت اسلامی مشروعیت بخشی به ارکان حکومت است.
ولایت مطلقه فقیه
ولایت مطلقه فقیه به این معنا نیست که همه چیز در اختیار یک نفر است و لفظ مطلقه فقهی است و در مقابل مقیده مطرح شده است.
بحث فقها این بوده است که حدود اختیارات ولی کجاست؟ برخی معتقدند که ولایت فقط در امور حسبیه و برخی معتقدند که در حوزه تشریع است (همانطور که در دوره مشروطه اتفاق افتاد و علما فقط در حوزه قانون گذاری نقش داشتند ) امام خمینی (ره) معتقد بود که ولایت اطلاق دارد یعنی حوزه ای، نیست و هر چیزی که امور کشور لازم داشته باشد در حوزه ولایت است. بنابراین حکومت مجموعا ولایت را اعمال می کند و آن ولایت مطلقه است. ولی ولایت مطلقه به معنای اطلاق نسبی است. زیرا هم مقید به قوانین و مقررات شرعی است، هم مقید به منافع و مصالح جامعه است، و هم مقید به عدالت و فقاهت و… است. بنابراین ولایت مطلقه بحث فقهی است و برای کل حکومت است و مرتبط به حوزه خاصی مثل حوزه حسبیه یا تشریح یا قضا نیست و در همه حوزه ها است.
پایان جلسه دوم