سروش در اظهاراتش از موازین عالمانه و بیطرفانه یک تحقیق تاریخی فاصله گرفته است.

سروش در اظهاراتش از موازین عالمانه و بیطرفانه یک تحقیق تاریخی فاصله گرفته است.

دکتر شریعتی در دومین کرسی ترویجی : سروش در اظهاراتش از موازین عالمانه و بیطرفانه یک تحقیق تاریخی فاصله گرفته است.

روش تفکر امام، مبتنی بر عقلانیت اسلامی و تفقه بود. حال آنکه سید قطب بر منهج و شیوه سلفی گری و بنیادگرایی می اندیشید.

تحول در ساختار جامعه ایران مرهون رویکردهای فکری و نظری امام پیرامون حاکمیت سیاسی شیعی بود.

اشکال اساسی دیدگاه عبدالکریم سروش، روش‌شناسی مبتنی بر نقل قول های ضعیف، خاطرات دیگران و استناد به منابع بسیار ضعیف است.

دومین کرسی ترویجی عرضه و نقد دیدگاه های علمی با عنوان پاسخ به شبهات عبدالکریم سروش درباره امام خمینی(ره) در درسگفتارهای دین و قدرت به همت مرکز فرهنگی دانشگاهی امام خمینی و انقلاب اسلامی در تاریخ چهاردهم بهمن ماه ۱۳۹۹ به مدت ۲ ساعت با حضور خانم دکتر مرضیه شریعتی صاحب کرسی، دکتر محمد شجاعیان ناقد کرسی و دکتر فاضل فیضی دبیر علمی جلسه و با حضور بیش از ۲۵۰ نفر از اساتید و دانشجویان برگزار گردید. در این جلسه خانم دکتر شریعتی ابتدا مباحث خود را مطرح کردند سپس آقای دکتر شجاعیان به نقد کرسی پرداخته و جلسه با پرسش و پاسخ سایر اساتید و دانشجویان به پایان رسید.

در بخشی از این کرسی آمده است.
دین و قدرت مجموعه درس گفتارهایی است که عبدالکریم سروش طی ۳۰ جلسه در کالیفرنیا برگزار کرده است. وی انقلاب اسلامی ایران و امام خمینی را از محور انگیزه‌ها، رویکردها و جهت‌گیری‌های را در هدایت انقلاب با تعبیرها و تقریر های باژگونه نقد کرده است. سروش با مقایسه امام و سید قطب به وجوه اختلاف امام و سید قطب هیچ توجهی نمی کند در حالی که مهمترین وجه تمایز امام از سید قطب روش تفکر آنهاست. روش تفکر امام مبتنی بر عقلانیت اسلامی بوده حال آنکه سید قطب در شیوه سلفی‌گری و بنیادگرایی می‌اندیشید؛ امری که نهایتاً زمینه را برای شکل‌گیری و ایجاد گفتمان تکفیر فراهم ساخت. امام خمینی هرگز بر آن نبود تا تمدن غرب را مانند سید قطب یکباره انکار کند، بلکه بر بهره‌برداری از مزایای تمدن‌های دنیا، استفاده از فناوری و دانش زمانه تاکید داشت. یکی از مهمترین تفاوت های سید قطب و امام نوع نگرش آنها به شاکله حکومت اسلامی بود. از نظر دکتر سروش امام شیوه استخراج و سازگاری را وَقعی نمی نهاد و بر نظرات نایینی، طالقانی و بازرگان به دیده انکار می نگریست. این در حالی است که اختیار کردن الگوی حکمرانی مبتنی بر دموکراسی و قانون از سوی امام با مدعیات سروش در تضاد کامل است. سروش انقلاب اسلامی را انقلابی بی تئوری میخواند. در حالیکه بی توجهی به آثار مکتوب و دیدگاههای مختلف امام خمینی از نقدهای جدی به دیدگاه سروش است. در مدعیات سروش ناسازگاریهای زیادی دیده میشود و علاوه بر ناسازگاری یکی از بزرگترین مشکلات سروش روش‌شناسی مبتنی بر نقل قول های ضعیف، خاطرات دیگران و استناد به منابع بسیار ضعیف است.