تحلیل بررسی گفتمان های انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰

تحلیل بررسی گفتمان های انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰

بسم الله الرّحمن الرّحیم و صلّی الله علی محمّد و آله الطّاهرین
سلام عرض می کنم خدمت حضار محترم و اساتید عزیز

موضوعی که بنده در خدمت شما هستم تحلیل بررسی گفتمان های انتخابات حاکم بر ریاست جمهوری سال ۱۴۰۰ هست که درباره اهمیت موضوع نیاز به صحبت نیست. روش تحلیل که اینجا به کار برده می شود همان گونه که در تحقیق گفته می شود مدل تحلیل گفتمان با رویکرد فوکو است. یعنی گفتمان را به عنوان ساختار پنهان مفاهیم که در یک مقطع زمانی و مکانی حاکم می شود و به رفتارهای افراد جهت می دهد تعریف می کنیم. گفتمان برخلاف آنچه به نظر می رسد بین توده ها جریان دارد نه نخبگان. بنابراین ما میخواهیم بیاییم این گفتمان هایی که بین توده ها جریان دارد در ارتباط با انتخابات ۱۴۰۰ را بررسی کنیم. روش کشف این گفتمان ها مدل روش فوکویی است، یعنی سعی میکنیم کلمات و واژه هایی را که مردم درباره انتخابات به کار برده‌اند استخراج کنیم و سعی کنیم ارتباط مفهومی آنها را پیدا کنیم و مراکز ثقل را تشخیص دهیم. از این طریق سعی میکنیم گفتمان را کشف کنیم و آشکار کنیم. روشی که به کار رفته است روشی ترکیبی از روش های کمی و روشهای تحلیل گفتمان است. تحلیل گفتمان ماهیت کمی ندارد بلکه کیفی است اما اگر بخواهیم با ماهیت کیفی صحبت کنیم نمی توانیم به خوبی تشخیص دهیم چه اتفاقی در حال وقوع است. لذا از هر دو روش کمی و کیفی استفاده میکنیم. شهرستان شیراز و روستاهای اطراف در اسفند ۱۴۰۰ مورد مطالعاتی قرار گرفتند، اما چرا شیراز را استفاده کرده‌ایم؟ تجربه تقریباً ۱۵ تا ۲۰ سال مطالعه پی در پی در همه انتخابات ها به بنده نشان داده است (البته دلیل علمی ندارم و اصرار هم ندارم) این است که دستاورد های مورد مطالعه در محدوده شیراز قابلیت تعمیم دارد به بخش عمده‌ای از کشور. ضمن اینکه روایی تحقیق را از طریق مقایسه با نتایج انتخابات ۹۲ و ۹۶ سنجیده ایم و این روایی را تایید می کند.

کاری که ما انجام داده ایم به صورت پرسشنامه بوده است. پرسشنامه نیمه باز که در محدوده شهر شیراز و روستاهای اطراف توزیع شده است. باز مهمترین فاکتوری که تعیین کننده است مانند جنسیت، سن، قومیت، شغل و تحصیلات را سنجیده ایم. هم این تحقیق و تحقیقات قبلی که انجام شده به ما نشان داده است که شغل مهمترین فاکتور مرتبط با انتخابات و دیدگاه های انتخاباتی است و بعد از آن تحصیلات، سن تأثیر چندانی نداشته است، جنسیت تقریبا هیچ تاثیری نداشته است. این نتیجه نباید غلط باشد. جامعه شناسی به نام دورکیم می‌گوید هویت های شغلی در دنیای مدرن دارند به تدریج جای بقیه هویت ها را می گیرند. بنابراین شغل بحث مهمی ست. آزمودنی ها را متناسب با جمعیت شغلی کشور تقسیم کرده‌ایم. عمده نتایج مربوط می‌شود به تقریباً ۱۵ درصد جمعیت کشاورز ۱۵ درصد جمعیت کارگر حدود ۳ درصد کارمند حدود ۳ درصد مشاغل آزاد و حدود یک درصد کمتر مشاغل تخصصی بقیه نیز سایر افراد شامل افراد بیکار و افرادی که شغل‌های دیگری دارند. این آمار با آمار مشاغل کل کشور انطباق دارد. تجربه ای که ناشی از انتخاب های متعدد بوده نشان می‌دهد گفتمان ها به سرعت متحول نمی شوند. ممکن است مصداق ها تغییر کنند اما گفتمان ها به عنوان هویت های نیمه پایدار در بازه ۵ تا ۶ ماه به این آسانی تغییر پذیر نیستند و از یک ثبات خوبی برخوردارند. لذا مصداقها تغییر می‌کند ولی گفتمان‌ها تغییر نمی کنند. نمی توان بین نتایج انتخابات و گفتمان‌های حاکم بر انتخابات ارتباط قطعی برخورد برقرار کرد. این نکته خیلی مهم است. نتیجه انتخابات هم تابع خود گفتمان هاست هم تابع خودِ گزینه‌هایی که شرکت می کنند. ممکن است گفتمانی وجود داشته باشد ولی گزینه
مابه ازایی وجود نداشته باشد. این یک خطا است که بین گفتمان ها و نتایج انتخابات رابطه قطعی برقرار کرد. اولین مسئله‌ای که برای ما مهم است و با توجه به جمیع جهات مورد بررسی قرار می دهیم این است که آیا در انتخابات افراد مایل به شرکت هستند یا نیستند؟ باز اینجا این نکته را باید اضافه کرد که آن موقع خیز سوم و چهارم کرونا مطرح نبوده است که الان بسیار شدید شده و این خیز ممکن است حداقل اثر ۱۵ تا ۱۰ درصدی بر شرکت در انتخابات بگذارد.

سوال این بوده است که آیا در انتخابات شرکت می کنید یا نمی کنید؟ حدود ۵۶ درصد گفته‌اند شرکت می‌کنیم. حدود ۲۶ درصد گفتند شرکت نمی کنیم. ۱۸ درصد گفتند هنوز تصمیم نگرفتیم و مرددند. ۲۶ و ۵۶ را جمع کنیم به حدود ۸۲ درصد می رسیم و اگر با بالاترین مشارکت که حدود ۷۰ تا ۷۱ درصد است مقایسه کنیم می بینیم که این نتیجه با نتایج قبلی تاحدی همخوانی دارد و بنابراین روایی آن قابل تایید است. سوال این است که چرا شرکت می کنید و چرا شرکت نمی کنید؟ این سوال به صورت یک مسئله باز است و از کلماتی که به کار برده‌اند ما مفاهیم مورد نظر را استخراج کرده ایم. عمده کسانی که گفته اند شرکت میکنیم از وظیفه شرعی و علایق به نظام گفتند. حدود ۴۱ درصد این پاسخ را دادند و این یک نکته مثبت است که ۴۱ درصد کل جامعه ما در مجموعه نظام جمهوری اسلامی را قبول دارند. این در این شرایط سخت عدد بالایی است. حدود ۹ درصد گفته‌اند می‌خواهیم در سرنوشتمون مشارکت کنیم که به این ترتیب حدود ۵۰ درصد جامعه علاقه‌مندی خود را برای شرکت در انتخابات بیان کرده‌اند. اما کسانی که گفتند نمی آییم حدود ۱۰ درصد اوضاع اقتصادی را مطرح کرده‌اند و گفته‌اند شرکت نمی کنیم برای اینکه راضی باشد به این وضع اقتصادی و گفتند فایده ای ندارد و به ما توجهی نمی کنند. ۷ درصد دیگر نیز به طور غیر مستقیم گفته‌اند فایده ای ندارد هیچ تغییری ایجاد نخواهد شد. عدم شرکت به دلیل تایید شدن یا نشدن داوطلبان تقریباً حدود ۲ درصد است و خیلی پایین است. این افراد گفتند ما نمی آییم به دلیل اینکه گزینه مورد نظر ما تایید صلاحیت نشده است. این موضوع اینقدر برای مردم مهم نیست چه کسانی تایید میشوند و چه کسانی تایید نمی شوند.

حال ببینیم در روستا و شهر چگونه است. در روستاها مشارکت قطعی ۳۴ درصد و مشارکت قطعی در شهرها ۴۵ درصد است. مرددین در روستاها ۵۴ درصد در شهرها ۱۴ درصد است. بنابراین یک نتیجه مهم و قابل استفاده این است که تبلیغات برای افزایش مشارکت در روستاها باید بیشتر باشد. به این معنا که در شهر افراد که میخواهند شرکت کنند تصمیم خود را گرفته‌اند و کسانی که نمی خواهند تصمیم گرفتند. اما مرددها در روستاها بیشترند. نکته جالب این است که بیکاران بیشترین میل به مشارکت را داشته‌اند. یعنی بیکاران به نوعی تصور می‌کنند با شرکت در انتخابات مشکلشان حل می شود. نکته مهم دیگر این است که کارگران کمترین مشارکت را داشته اند. یعنی بین کسانی که گفتند نمی‌آییم کارگران بیشترین تعداد را تشکیل داده‌اند این نشان می‌دهد نارضایتی در قشر کارگر خیلی بالاست که در قشر کشاورز هم حتی اینطور نیست در قشر کارمند نیز هم نیست. در قشر مشاغل تخصصی هم نیست. بیشتر این نارضایتی بین کارگران است. این با نتایج قبلی انتخابات که مناطق حاشیه‌ای مشارکت پایینی داشتند هم‌خوانی دارد. یعنی مناطق کارگر نشین که فقرای شهرنشین هستند دچار مشکل اند. حتی مشکلاتی که در گران‌شدن‌ بنزین به وجود آمد غالباً از مناطق حاشیه شهرها آغاز شد و این مشکل خطرناکی برای نظام است. هرچه تحصیلات بالاتر می‌رود میل به مشارکت بیشتر می‌شود. وضعیت مالی را نیز سنجیده ایم. طبقات فقیر ۱۳ درصد میزان تمایل مشارکت شان بوده است و طبقات متوسط ۶۰ درصد و طبقات مرفهین حدود ۲۹ درصد. یعنی باز مسئله مالی نشان می‌دهد برخلاف آنچه به نظر می‌رسد فقرا بیشترین نارضایتی را ابراز می کنند به صورت عدم مشارکت در انتخابات. حدود ۱۳ درصد گفته اند نظام سیاسی مطلوب نیست و شرکت نمی‌کنیم. از آن تعدادی که در انتخابات شرکت نمی کنند حدود ۱۳ درصد این جمله را گفتند که باز نشان می‌دهد فاکتور سیاسی بر خلاف آنچه نشان می دهد نقش مهمی ندارد. نتیجه دیگر این است میزان مشارکت وابسته به حضور چهره های رای آور است. تاکید بر روی مرددین است. مرددین عمدتاً حول اقای ظریف و آقای رئیسی مردد بوده اند. که حضور ایشان مشارکت را بالا یا پایین می‌برده است و بقیه چهره ها خیلی مطرح نبوده اند. اگر ظریف و رئیسی با هم می آمدند مشارکت ۶۳ درصدی داشته ایم که البته باید ۱۰ درصد از آن کم کرد. اگر رئیسی از یک طرف و ظریف از یک طرف دیگر می‌آمد مشارکت حدود ۶۳ درصدی داشته‌ایم. ظریف می‌آمد بدون رئیسی حدود ۵۸ درصد که ۱۰ درصد باید کم کنیم می شود ۴۸ درصد. اگر رئیسی بیاید ظریف نیاید حدود ۵۰ درصد مشارکت نشان می دهد که ۱۰ درصد کم کنیم می شود حدود ۴۰ درصد. الان با این اتفاقی که افتاده است یعنی عدم حضور ظریف پیش بینی میشود مجموعاً انتخاباتی حدود ۴۰ درصدی خواهیم داشت.
ببینیم افراد چه معیارهایی برای گزینش داوطلبان داشته‌اند. با افراد صحبت کردیم و بعد آنالیز کرده ایم. مهمترین گفتمان هایی که وجود داشتند و روشن هم هست در قالب چهار گفتمان مدیریت، سیاست خارجی، مبارزه با فساد و شخصیت جذاب سنجیده می شوند. نتایج این شد که ۳۰ درصد گفته‌اند به آدمی رای می دهیم که مدیر باشد و بتواند مشکلات کشور را مدیریت کند و حل کند. حدود ۳۰ درصد گفتند کسانی که در سیاست خارجی مشکل ما را حل کنند یعنی ۳۰ درصد حل مشکلات کشور را از مسیر حل مشکلات سیاست خارجی می‌دیدند و ۳۰ درصد نیز از طریق مدیریت. ۸ درصد به دنبال کسی هستند که فسادستیز باشد. مبارزه با فساد برایش مطرح باشد. ۸/۵% نیز از شخصیت آدمی خوششان آمده است. این که شخصیت اصولگرا باشد یا اصلاح طلب فقط ۶ درصد بودند. ۱% اصولگرا و ۵% اصلاح طلب ها. گرایش سیاسی و تعلق به جریانات سیاسی وزنی بیشتر از ۶ درصد ندارد. مهم همان دو بحث اصلی کشور است. این با شرایط ۹۶ و ۹۲ فرق می کند، چون ما آن دوران نظرسنجی کردیم در همین مدل و نتایج دوره قبل با الان منطبق است. خرده گفتمان هایی مثل آزادیخواهی، عدالت، جنگ فقر و غنا، حساسیتهای دینی و فرهنگی، حساسیت‌های فمینیستی و حتی جوان گرایی مورد توجه توده نیست. مثلاً آقای ضرغامی از مشاوران جوان خود رونمایی کرد. ته این نتیجه نشان می‌دهد مردم به این مسائل خیلی توجه ندارند و عمده توجهات بیشتر به مسائل کلان مانند سیاست خارجی، مبارزه با فساد و مدیریت بوده است که جهت‌گیری همه آنها مشکلات اقتصادی پایدار بوده است. مثلاً کسی بگوید رای نمی دهم چون فرد مورد نظر من نیامده است، این‌ها به طور جدی در نتیجه نقش ندارند. مردم درک می‌کنند که با یارانه دادن یا ندادن اتفاق اساسی نمی‌افتد و مردم می‌خواهند مشکلات کشور به طور ریشه‌ای حل شود. این نشان می‌دهد مردم به رشد فکری در جامعه رسیده‌اند. التزام تشکیلاتی ۶% بود همانطور که گفتیم مثلاً آقای خاتمی پیغام دهد بگوید بروید به فلان کس رای بدهید یا ندهید نهایتاً رو ۵ درصد بیشتر تاثیر ندارد. یعنی التزام تشکیلاتی جایگاه چندانی پیدا نکرده است.
آیتم بعدی میزان شناخت داوطلبان از کاندیدا هاست. ظریف ۹۰ درصد شناخته‌شده‌ترین بود و کواکبیان حدود ۳۲ درصد. بین اصولگرایان رئیسی و رضایی ۹۲ درصد و قاضی زاده با ۳۶ درصد مورد شناخت مردم بوده اند. رای رئیسی به شرط وجود همه گزینه های اصولگرا ۲۰ درصد بوده است و در مورد ظریف ۳۸ درصد. علت این امر این بود که اصولگراها گزینه های متعدد داشتند. طبیعی است این افراد با کنار رفتن، رای رئیسی افزوده می شود. در کمپ اصولگراها نشان داد آقای سعید محمد استعداد بیشتری برای رای آوری دارد، یعنی شیب بالا رفتن آراء آقای محمد در آمار نشان داد که بیشتر است. این امر طبیعی است، چون مردم افرادی را که نمی شناسند، ان افراد استعداد بیشتری برای جذب رای دارند. چیزی که این تحقیق نشان داده است دو گفتمان مبارزه با فساد و سیاست خارجی یک ما به ازا بیشتر ندارد. کسانی که مبارزه با فساد مدنظر داشتند تنها مابه ازاء آقای رئیسی است و کسانی که بحث سیاست خارجی برای ایشان مطرح بوده است تنها ما به ازاء آقای ظریف بوده است. در جایی که گفتمان مدیریت مطرح است گزینه‌های مختلفی مانند سعید محمد، رئیسی، قالیباف و افراد مختلفی هستند، اما تمرکز در این دو گفتمان یعنی مبارزه با فساد و سیاست خارجی بر این دو نفر است. اتفاقی که الان می‌افتد عدم حضور ظریف است. کسی که ظریف برای او مهم بوده است ما به ازای خود را از دست داده است و آیا این رای به کس دیگری قابل انتقال است یا خیر؟ آیا این افراد رای خود را به سبد لاریجانی خواهند ریخت یا درسبد جهانگیری؟ به نظر این گونه نمی آید. این دو جایگزین قدرتمندی برای ظریف در حوزه سیاست خارجی محسوب نمی شوند. حالا چه میشود؟ احتمالاً تعدادی از این افراد در انتخابات شرکت نمی کنند. زیرا گزینه بدیلی برای ظریف ندارند و تلاش می کنند که رای های ظریف را به طرف خود بکشند. این نظرسنجی چنین چیزی را نشان می دهد که مقدار زیادی از این رای ها جذب افراد دیگر شود.
اما نقاط ضعف کاندیداها. نقطه ضعفی که برای آقای رئیسی مطرح است ضعف تجربه اجرایی است و نقطه قوت ایشان مبارزه با فساد بوده است. در مورد آقای جهانگیری نقطه ضعف ایشان را این خواندند که ما از ایشون کار چندانی ندیده ایم. درصدی هم گفتند ضعیف است. در مورد آقای جلیلی نقطه ضعف را گفته‌اند اوضاع بدتر می شود یا ایشان بسیار ضعیف است. درباره آقای محمد هم نقطه ضعف را گفتند که ایشان را نمی‌شناسیم و شناختی از او نداریم. درباره لاریجانی نیز عمدتاً گفته اند ضعیف است و برخی گفته اند فساد مالی دارند و عده‌ای گفته‌اند در جریان فتنه ایشان موضع نامناسبی داشته است. این نقاط ضعف آقای لاریجانی.

سنجشی داشتیم در مورد آقای خاتمی و احمدی نژاد. درباره احمدی‌نژاد ۳۴ درصد کار برای مردم را ذکر کردند و گفتند برای مردم کار کرد. ۳۱ درصد بحث کمک به فقرا را گفته اند و تقریبا حدود ۱۴ درصد هم بحث مسکن مهر را گفته اند. درباره خاتمی ۱۰ درصد آزادی را بیان کرده‌اند و ۱۵ و هشت دهم درصد وجاهت بین المللی ایشان را گفته‌اند. حدود ۱۰ درصد هم سلامت مالی او را بیان کردند. چیزی که به نظر می‌رسد مجموعاً موضوع احمدی‌نژاد در انتخابات موثر است اما نه آنقدر که تصور می شود. زیرا این واژه ها معطوف به خود احمدی‌نژاد است نه یک جریان فکری. بلکه معطوف به خود اوست. اما درباره خاتمی خیر. بیشتر معطوف به فکر است نه معطوف به خود او. کسانی که میگفتند احمدی‌نژاد را می‌خواهیم منظور خود او بود و کسانی که می گفتند خاتمی، منظور جریان فکری او است. خوب بر اساس این تحقیق نشان می دهد آقای رئیسی جایگاه بهتری دارد. بعد از او آقای جهانگیری وضع بهتری دارد. بقیه خیلی مطرح نیستند. درباره آقای لاریجانی نکته‌ای که وجود دارد این است که چون ما به ازایی که گفتمان سیاست خارجی غیر از ظریف ندارد، احتمال دارد بخشی از افرادی که سیاست خارجی برای آنها مهم است به آقای لاریجانی تمایل پیدا کنند.
وضع موجود نشان می دهد گفتمان های مسلطی بر انتخابات حاکم نیست و ممکن است گفتمان‌های قومیتی سربلند کنند که درباره آقای رضایی و پزشکیان ممکن است این دو گفتمان موثر باشند. چون گفتمان غالب حضور ندارد و چون گفتمان سیاست خارجی ما به ازا ندارد و گفتمان مدیریت نیز گزینه های متعددی دارد و گفتمان فساد هم فقط یک گزینه دارد و آن هم آقای رئیسی است به نظر می‌رسد مشارکت حدود ۴۰ درصدی خواهیم داشت. میزان نارضایتی در کارگران و فقرا بسیار زیاد است. بنابراین مشارکت آنها کم است و این نکته خطرناک است. البته سال ۹۶ هم چنین بود. فضای گفتمانی در مجموع با سال های ۹۲ و ۹۶ تفاوت چندانی ندارد و از نظر مذاکره و عدم مذاکره یا تکیه بر توان داخلی یا سیاست خارجی تفاوتی نکرده است. البته نتایج میتواند تحت تأثیر تبلیغات قرار گیرد. آنچه واقعاً نشان می‌دهد مردم به شدت از اوضاع اقتصادی نارضایتی دارند و به دنبال حساسیت های دیگر مثل آزادی و غیره نیستند و مسئله محوری آنها حل مسائل زندگی است اما نه مسائل معیشتی زودگذر بلکه بلند مدت.
در پاسخ به اشکال یکی از اساتید که روش تحلیل گفتمان تحت تاثیر گرایشات محقق است باید بگویم روش تحلیل گفتمان ایرادی که دارد نسبت به بقیه روش ها این است که تاثیر گذاری گرایش‌های فکری خود پژوهشگران دخیل است و این ایرادی که می فرمایید درست است. اما من چگونه سنجیده ام؟ ما نتایج این را به انتخابات ۹۲ و ۹۶ برگردانده ایم یعنی فرض کردم اگر هم این نتایج حاصل شود و شرایطی مثل ۹۲ و ۹۶ ایجاد شود این نتایج حاصل از تحلیل چه چیزی را محقق خواهد کرد و چگونه پیش بینی می‌شود. به جای اینکه برگردیم آینده را پیش بینی کنیم به گذشته برگشته ایم. این نتیجه نشان می‌دهد درست پیش‌بینی شده است. تنها احتمالی که میرفت ما توانسته باشیم تاثیرگذاری گرایشات خود پژوهشگر را کم کنیم همین است. یعنی پس بینی و پیش بینی گذشته تنها راهی است که می توان روایی را سنجید.