[1] آیا « رهبری سیاسی » ، بخشی از وظایف « نبوت » است ؟ اگر پاسخ مثبت است ، چرا برخی از انبیاء الهی « حکومت » نداشته اند ؟

[1] آیا « رهبری سیاسی » ، بخشی از وظایف « نبوت » است ؟ اگر پاسخ مثبت است ، چرا برخی از انبیاء الهی « حکومت » نداشته اند ؟

پاسخ
از آنجا که برهان عقلی بر ضرورت « نبوت عامه » اقامه شد و محور آن برهان ، گذشته از تهذیب ارواح و تزکیه نفوس و تنظیم روابط فرد با خود و با خدا و با جهان خارج از خویش ، تاسیس نظام حکومتی جامعه بر پایه قانون الهی است ، بنابراین ، زمامداری و رهبری سیاسی جامعه ، در نبوت ماخوذ است ؛ چرا که با تعلیم و ارشاد تنها و بدون جهاد و دفاع و اقامه حدود و تنظیم روابط بین الملل و … ، جامعه هرگز نمی تواند به حیات دینی خود ادامه دهد . غرض آنکه نبوت ، برای تکمیل حیات برین انسانی است و اگر تنها یک فرد بر روی زمین زندگی کند نیازمند وحی است هر چند دستور حکومتی در آن وحی نباشد و اگر بیش از یک فرد در زمین زندگی کنند ، حتما تنظیم روابط اجتماعی آنان محتاج قانون مدون و حکومت است .
البته اعمال زمامداری ممکن است در شرایطی خاص برای پیامبری مقدور نباشد ؛ مانند رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم که در چند سال اول رسالت خود ، از اعمال مقام حکومت معذور بودند . همچنین ممکن است در عصر پیامبری بزرگ که مسؤولیت زمامداری جامعه بر عهده اوست ، برخی دیگر از انبیاء الهی ، زیرمجموعه رسالت او باشند و فقط به سمت تبلیغ احکام دین منصوب گردند و حق تشکیل حکومت جدا و مستقل را نداشته باشند ؛ مانند حضرت لوط ( علیه السلام ) که نبوت او زیرمجموعه نبوت ابراهیم خلیل ( علیه السلام ) بود « فامن له لوط » و حکومت جدا نداشت و این ، هیچ محذوری را به همراه ندارد ؛ زیرا نبوت چنین اشخاصی ، شعاعی از نبوت گسترده همان پیامبر بزرگ است که فرمانروای کل منطقه رسالت خود می باشد . بنابراین ، هیچ نبوتی بدون حکومت نیست ؛ خواه به نحو استقلال باشد و خواه به نحو وابسته ؛ زیرا در مثال مزبور ، جناب لوط ( علیه السلام ) با حکومت حضرت ابراهیم ( علیه السلام ) زندگی سیاسی و اجتماعی خود و دیگران را در محیط مخصوص خویش اداره می نمود .
از اینرو ، حضور انبیاء در صحنه سیاست و اجتماع و زمامداری آنان ، به صورت موجبه جزئیه در قرآن کریم آمده است : « وکاین من نبی قاتل معه ربیون کثیر » و اگر درباره حضرت نوح و حضرت عیسی ( علیهماالسلام ) و برخی دیگر از انبیاء الهی به صراحت مطلبی در باب حکومت و سیاست در قرآن کریم نیامده باشد ، این عدم تصریح ، دلیل بر نبودن حکومت نیست ، بلکه از قبیل « رسلا لم نقصصهم علیک » است ؛ یعنی همان گونه که برخی از انبیاء الهی در تاریخ بشر بوده اند و به تصریح خود قرآن نامی از آنان در قرآن نیامده است ، همه ویژگی های هر یک از انبیاء نام برده شده در قرآن نیز ذکر نشده است .

تذکر : تلازم عقلی ، راهگشای مناسبی بر این مطلب می باشد که یقینا هر پیامبری ، با برنامه حکومت دینی ارسال شده است ؛ اگر چه ممکن است گاهی در اثر طغیان مستکبران ، توده مردم از فیض حکومت یک پیغمبر مشخص محروم شده باشند .

نقل از فصل هفتم کتاب ولایت فقیه، ولایت فقاهت و عدالت تالیف حضرت آیت الله جوادی آملی.