[13] عقل بشر ، برای قانونگذاری کافی است و نیازی به تقنین الهی نیست.

[13] عقل بشر ، برای قانونگذاری کافی است و نیازی به تقنین الهی نیست.

پاسخ
بهترین دلیل نبوت عامه این است که خود عقل فتوا می دهد که من انسان ، من در قلمرو زندگی مادی و معنوی خود با همه موجودات ارتباط دارم و در عین حال ، نسبت به بسیاری از امور جاهل هستم و معلومات من ، قابل قیاس با مجهولاتم نیست و لذا برای رسیدن به هدف ، نیازمند راهنما و راه بلد می باشم . عقل انسان ، نیازمندی خود به راهنما را به روشنی درمی یابد ؛ همان گونه که 4
2×2= را به خوبی می فهمد و در این دریافت خود ، ذره ای احتمال اشتباه نمی دهد . عقل می گوید من از آینده ، هیچ خبر ندارم ، نمی دانم قبر چیست ، برزخ چیست ، قیامت چیست ؛ من مسافرم ؛ اما کجا می روم ؟ چگونه می روم ؟ با چه سرمایه ای می روم ؟ نمی دانم ! به همین دلیل ، آمدن راهنما از سوی خداوند برای من ، امری ضروری است : « النبی موجود بالضرورة لا بنحو الامکان » .
عقل ، بسیاری از خطوط کلی جهان بینی را درک می کند ؛ درباره توحید ، درباره معاد ، درباره وحی و رسالت و معجزه ؛ اینکه پیامبر باید معجزه داشته باشد واینکه معجزه چه ویژگی هایی دارد و اینکه چه کسی پیامبر است و چه کسی پیامبرنما ؛ صدها حکم اصلی و جامع را عقل دارد و می داند ، ولی صدها حکم فرعی و جزئی را هم می فهمد که نمی فهمد و می داند که نمی داند ؛ لذا نیازمند وحی و نقل است . وحی می آید و آنچه را که عقل می فهمد ، شکوفا می سازد ، باز و روشن می کند و از سوی دیگر ، آنچه را که عقل نمی فهمد ، برای او روشن می سازد . انسان و جامعه ای که از وحی الهی استفاده می کند ، عصاره ای از تعقل و تعبد می شود ؛ تعبدش با تعقل آمیخته است و دچار تحجر یا عقل گرایی افراطی نمی شود.

نقل از فصل هفتم کتاب ولایت فقیه، ولایت فقاهت و عدالت تالیف حضرت آیت الله جوادی آملی