دانشگاه اسلامی 11

اگر دانشگاه ما دانشگاه اسلامی است، یکی از بزرگترین مظاهرش بایستی احترام بیش از حد معمول دنیا به اساتید باشد؛ مخصوصاً از طرف شاگردان. شاگرد باید به استاد، بی‏قید و شرط احترام کند. اگر آن استاد بد هم است، باید او را احترام کنند. فرض کنید استاد کافری را آوردند و در یک کلاس پُر حزب‏ اللهی گذاشتند. آیا این حزب‏ اللهی‏ ها باید به این کافر احترام کنند، یا باید اهانت نمایند؟ نخیر، باید احترامش کنند، از او تجلیل نمایند، او را بر خودشان مقدّم بدارند؛ چون استاد آن‏هاست، هیچ دلیل دیگر نمی‏خواهد. این در حالی است که گفتیم این شخص اصلًا معتقد به اعتقاد این‏ها نیست؛ چه رسد که استادی مؤمن و مسلمان باشد. به‏هرحال، احترام استاد در محیط دانشجویی و دانشگاهی بایستی خیلی محفوظ باشد.۱۳۶۹/۰۸/۰۱

دانشگاه اسلامی 10

محیط دانشگاهها بسیار مهم است. در محیط دانشگاهها، خانمهای دانشجو و استاد باید بکوشند روحیه و فرهنگ اسلامی را ترویج کنند. اجازه ندهید به کسانی اگر خدای نکرده در دانشگاههای کشور هستند که نسبت به حجاب اسلامی یا زنان و دانشجویان دختر مسلمان بی‏احترامی کنند. اجازه ندهید که این‏ها بتوانند افکار فاسد را منتشر کنند. محیط دانشگاه باید محیط اسلامی باشد؛ محیطی برای رشد انسان طراز اسلام؛ انسانی که الگویش فاطمه‏ی زهرا سلام‏الله‏علیهاست. و این، برای آینده‏ی کشور فوق‏العاده مهم است. مخصوصاً بعضی از دانشگاهها، مثل دانشگاه تربیت مدرس که در حقیقت یک نهاد انقلابی است، عنایت بیشتری داشته باشند. من همیشه گفته‏ام: انتظاری که ما از دانشگاه تربیت مدرس داریم، حتی از دانشگاههای دیگر ما بیشتر است. اگرچه امروز بحمد اللّه همه‏ی دانشگاهها در زیر سایه‏ی اسلام فعالیت می‏کنند؛ اما دانشگاه تربیت مدرس، پرورده‏ی اسلام و مولود اسلام و انقلاب و ساخته‏شده با هدف تربیت استادان و مدرسین عالی‏مقام اسلامی است. لذا انتظار از این دانشگاه، بیشتر از دانشگاههای دیگر است. توجه مسئولین به این‏گونه مراکز هم باید توجه شایسته و بایسته‏ی آن‏ها باشد.۱۳۷۱/۰۹/۲۵

دانشگاه اسلامی 9

ما در تمدّن اسلامی و در نظام مقدّس جمهوری اسلامی که به سمت آن تمدّن حرکت می‏کند، این را هدف گرفته‏ایم که دانش را همراه با معنویّت پیش ببریم. اینکه می‏بینید دنیای غرب نسبت به پایبندی ما به معنویّت، حسّاس است؛ بر دین‏داری ما اسم تعصّب و تحجّر می‏گذارد و علاقه‏مندی ما به مبانی اخلاقی و انسانیت را مخالفت با حقوق بشر قلمداد می‏کند، به خاطر آن است که این روش، ضدّ روش آن‏هاست. آن‏ها علم را پیش بردند البته کار مهمّ و بزرگی بود اما جدای از اخلاق و معنویّت بود و شد آنچه که شد. ما می‏خواهیم علم با اخلاق پیش برود. دانشگاه همچنان که مرکز علم است، مرکز دین و معنویّت هم باشد. متخرّجِ دانشگاههای کشور، مثل متخرّجِ حوزه‏های علمیه، دین‏دار بیرون بیاید. این، آن چیزی است که آن‏ها نمی‏پسندند و نمی‏خواهند. به همین خاطر، سالهاست که با انواع تهمتها، به جمهوری اسلامی تهمت می‏زنند. این تهمتها آن‏قدر مکرّر شده که برای شنوندگان تهوّع‏آور است! جمهوری اسلامی را به تعصّب و تحجّر و به قول خودشان بنیادگرایی، یعنی خشکی بی‏حدّ و اندازه‏ای که هیچ انعطافی در آن نیست، متّهم می‏کنند! اسلام را این‏گونه معرفی می‏کنند؛ در حالی که خشکی آنجاست، زندگی دور از معنویّت و عطوفت و رحمت و انسانیّت آنجاست که حتّی محیط گرم خانواده هم قادر نیست کودکان را در خود نگهدارد.۱۳۷۶/۰۶/۱۹

دانشگاه اسلامی 8

انقلاب اسلامی، جهتگیری دانشگاه را یکسره دگرگون کرد و خودباوری، و ابتکار، و استقلال، و پایبندی به ارزشهای اسلامی، و جهاد علمی، و آزادی از اسارت و تبعیت، را جهت اصلی آن قرار داد.                               

امروز رسالت اول دانشگاهیان، حفظ این جهتگیری و تلاش برای شکوفا شدن استعداد علمی و فکری نسل جوانِ بالنده‏ی کشور است. نظام اسلامی نشان داده است که ملت ایران، دارای ظرفیت عظیمی برای پیشرفت در همه‏ی عرصه‏های زندگی است. گام بلند انقلاب، در این راه طولانی، قطع وابستگی و تبعیت است. محیط علمی باید در عین آنکه بالاترین بهره‏ی ممکن را از دانش پیشرفته‏ی جهان میبرد، متکی به خود و مبتکر و خلاق و کاوشگر باشد. نظام سلطه‏ی جهانی همیشه کوشیده است که بوسیله‏ی عوامل تبلیغی خود، احساس حقارت و ناتوانی و نیاز را در ملتهایی که از قافله‏ی علم و فناوری عقب مانده‏اند، تقویت کند و آنان را همیشه نیازمند خود نگاهدارد.۱۳۷۸/۰۳/۱۲

دانشگاه اسلامی 6

چرا پس از گذشت بیش از دو دهه از انقلاب فرهنگی، هنوز دانشگاهها اسلامی نشده است؟ مسئولیت آن به عهده‏ی چه کسی است؟                                                                                                                              

البته کارهای خیلی خوبی شده؛ اما بله، شما راست می‏گویید؛ دانشگاهها صددرصد اسلامی نیست. اسلامی هم فقط به معنای رعایت کردن حجاب و این حرفها نیست؛ همین‏ تحقّق علم و تحقیق، اسلامی است. اگر بخواهیم دانشگاه به‏طور کامل اسلامی باشد، باید همه‏ی جنبه‏ها در آن رعایت شود، که نشده است. البته باید تلاش کنید؛ کار دست شما دانشجویان است.                                                                                               

به نظر شما نقش مدیریّت اسلامی در دانشگاه و تأثیر آن بر حرکتهای اسلامی دانشجویان چیست؟                

اگر به معنای حقیقی کلمه، موازین اسلامیِ مدیریّت مورد توجّه قرار گیرد، بدون تردید در همه‏ی حرکتهای علمی و فرهنگی دانشگاه تأثیر می‏گذارد و در همه‏ی بخشها خیلی ساماندهی می‏کند؛ به اعتقاد ما این‏طور است. بنده الآن هرچه نگاه می‏کنم، در بخشهایی که موفّقیتهای چشمگیر داریم- چه در دانشگاه و چه در خارج دانشگاه- جای پای عناصر مؤمن و مسلمان و معتقد را می‏بینم. در دانشگاهِ شما هم بنده کارهای برجسته‏ای را مشاهده کردم که کار همین بچه‏های مؤمن و متدیّن و معتقد است. کارهای خوب، از انسانهای مؤمن صادر می‏شود. علی‏القاعده مدیریّت اسلامی بر حرکت اسلامی دانشجویان تأثیر مثبتی خواهد داشت؛ هم کمک می‏کند به این حرکتها، و هم کمک می‏کند تا این حرکتها راه درستشان را ادامه دهند و دچار اشتباه و خطا نشوند.                                                                                                                  ۱۳۸۲/۰۲/۲۲

دانشگاه اسلامی 5

دانشگاه امام صادق یک پدیده‏ی ممتاز است؛ صرفاً یک دانشگاه مثل بقیه‏ی دانشگاه‏ها نیست که فقط می‏خواهند دانشجو و عالم تربیت کنند؛ این هم هست؛ منتها علاوه‏ی بر این، می‏خواهد از همه جهت، یک الگوی دانشگاه اسلامی باشد؛ از جهت انگیزه‏های ایمانی، رعایت‏های عملی و رفتاری، و عشق به علم و علم‏آموزیِ عاشقانه و مؤمنانه. اینکه امام می‏فرماید: «من دوست داشتم بر سر شاگردان تازیانه‏ها بلند می‏شد، برای اینکه این‏ها را به علم بکشانند»، این معنایش چیست؟ علم را اسلام قدسیت بخشیده، علم یک امر مقدس است؛ دنبال علم رفتن دارای قدسیت است. این‏طور نیست که علم مثل هر ابزار دیگری، فقط وسیله‏ای برای پول در آوردن باشد- حالا پول هم از آن در می‏آید- اما قدسیت علم باید حفظ شود؛ «العلم نور»؛ نور بودن علم باید مورد نظر باشد و از جمله‏ی شئون دانشگاه اسلامی، یکی همین است. همه خیال می‏کنند دانشگاه اسلامی که می‏گوییم، یعنی حجاب‏ها این‏طوری باشد، پسرها آستین کوتاه نپوشند و زلف‏ها بلند نباشد؛ این‏ها که معنای دانشگاه اسلامی نیست! دانشگاه اسلامی از لحاظ ایمان، انگیزه، شور مقدس، رفتار اسلامی و علم‏آموزی مؤمنانه، این‏ها شرط دانشگاه اسلامی است. آن وقت جهت دادن؛ جهت دادن به این علم‏آموزی؛ که بهترین کاری که در دانشگاه شد، یکی همین بود که این دانشگاه را مخصوص علوم انسانی کردند؛ که این منطقه‏ی واقعاً خلأ و فراغی بود؛ یک خلأ است که آن باید پُر شود. خوب، اگر شما که دانشجوی این دانشگاه هستید و در این بیست و چند سالی که این دانشگاه سرپاست، توانسته باشد این رسالت را انجام دهد- که یک نمونه‏ی دانشگاه و متخرّجین دانشگاه، به صورت مطلوب و اسلامی فراهم بیاورد- این دانشگاه به دستاورد بسیار بزرگی رسیده است. این دانشگاه، این است. از این دانشگاه، توقع چیز دیگر و فراتر از این است.۱۳۸۴/۱۰/۲۹

 

 

دانشگاه اسلامی 4

اگر شما بتوانید گوهر اسلام ناب و آن درخشندگی‏ها را، به آن شکلی که بتواند در جامه‏ی آراسته‏ی علم، خودش را نشان بدهد، ارائه دهید، کار بزرگی که کرده‏اید، این است که راه را برای ورود نخبگان در این میدان‏ها باز کرده‏اید. آمیزش علم و معنویت، علم و ایمان، علم و اخلاق، آن خلأ امروز دنیاست. دانشگاه اسلامی، علم و ایمان، علم و معنویت، علم و اخلاق را باهم همراه می‏کند. علم را می‏آموزد و جهت‏گیری علم را از اخلاق و ایمان می‏گیرد. اینکه گفتند علم با دین می‏سازد یا نمی‏سازد، این ندیدن منطقه‏ی نفوذ علم و دین است؛ این‏ها هرکدام یک منطقه‏ی نفوذی دارند؛ تلفیق این‏ها، این است که علم- یعنی این سلاح را- ایمان- یعنی آن به کار برنده- می‏گیرد و جهتش را مشخص می‏کند؛ با این سلاح می‏شود بهترین و بدترین آدم‏ها را هدف قرار داد؛ منتها تا این سلاح دست که باشد؟ این سلاح «علم» است و «ایمان» جهت آن را مشخص می‏کند. اگر ایمان بر دانش غربی تسلط داشت، دانش غربی به بمب اتم نمی‏رسید، تا بعد این‏قدر تویش گیر کنند که چه کارش کنیم؛ محدودش کنیم؛ نگذاریم تا دنیا ویران نشود. کارشان اصلًا به اینجا نمی‏رسید. اگر ایمان با دانش همراه بود، اصلًا استعمار و استعمار نو- که استعمار نو مخلوق دانش بود- به وجود نمی‏آمد. تسلط بر کشورها، تصرف کشورها، تسلط قهرآمیز بر ملت‏ها و بردن ثروت ملت‏ها- که این بلای این دویست سال گذشته‏ی دنیا و ملت‏هاست- این‏ها اصلًا به وجود نمی‏آمد. علمِ جدا از ایمان، این است و شما در دانشگاه اسلامی، می‏خواهید این خلأ را پُر و علم را با ایمان آمیخته کنید؛ یعنی دانش را چه در بافت درونی خودش، چه در استنتاجش و چه در جهت‏گیری‏هایی که در آن به کار خواهد رفت، از ایمان سیراب کنید.۱۳۸۴/۱۰/۲۹

دانشگاه اسلامی 3

ما پیشرفت داشته‏ایم و در این ریزش و رویشی که نظام اسلامی دارد، مجموعاً رویش ما از ریزشمان بیشتر بوده است و پیش رفته‏ایم؛ علاوه بر اینکه در میدانهای گوناگون دیگر- میدانهای علمی و غیره که شماها گفتید و می‏دانید و بیان شد- پیشرفتهای زیادی داشته‏ایم. ولی همچنان کار در ابتدای خود قرار دارد؛ ما اولِ راهیم؛ ما ابتدای راهیم. اولًا باید نظام را از لحاظ مبانی معرفتی‏اش کامل کنیم. ثانیاً بنای نظام را باید بر اساس آن مبانی معرفتی کامل کنیم؛ یعنی نظام اسلامی، دولت اسلامی و کشور اسلامی، هرکدام مترتب بر همدیگر است؛ این‏ها همه یکسان و یک چیز نیستند. تا کشور، اسلامی بشود، ما خیلی کار داریم. تا مکارم اخلاق اسلامی و دانشگاه اسلامی- همین توقعاتی که شما دارید و آرزوهای بلندی که به حق در نسل جوان ما هست- تحقق پیدا کند، راه طولانی‏ای داریم. اینکه می‏گویم اول کار هستیم، یکی از نشانه‏هایش این است. و از طرف دیگر، این فکر، فکری نیست که در چهارچوب حصار جغرافیایی یک کشور بگنجد و بتواند بماند؛ این، به طور طبیعی باید انتشار پیدا بکند و عقبه‏ی عاطفی و فکری ملتها را برای خودش کسب کند. البته از اول انقلاب، موارد متعددی از این را ما دیده‏ایم و پیش آمده است؛ امروز هم همین است؛ منتها احتیاج دارد که این عقبه، هرچه بیشتر استمرار داشته باشد.۱۳۸۵/۰۷/۲۵

دانشگاه اسلامی 2

قبل از انقلاب، بعضی از روحانیون، از جمله بنده‏ی حقیر با دانشجوها ارتباطاتی داشتیم. این ارتباطات، ارتباطات سازمانی نبود، ارتباطات تشکیلاتی نبود، ارتباطات در مسائل مبارزاتیِ تند نبود؛ ارتباط فکری و تبیینی بود؛ یعنی جلساتی داشته باشیم که دانشجوها در آنجا شرکت کنند، یا ما احیاناً در جلسه‏ای از جلسات دانشجوئی در دانشگاه شرکت کنیم. در آن اوقات، بنده در مشهد جلسه‏ای داشتم که بین نماز مغرب و عشاء برگزار می‏شد. پای تخته می‏ایستادم و به قدر بیست دقیقه یا نیم ساعت صحبت می‏کردم. مستمعین هم نوددرصد جوان بودند؛ جوانها هم غالباً دانشجو و بعضاً دبیرستانی. یک شب مرحوم شهید باهنر (رحمه اللَّه علیه) مشهد بود، با من آمد مسجد ما. وضعیت را که دید، شگفت‏زده شد. حالا آقای باهنر کسی بود که در تهران با مجامع جوان و دانشجوئی هم مرتبط بود. ایشان گفت که من به عمرم این‏قدر جمعیت دانشجوئی و جوان در یک مسجد ندیده‏ام. حالا توی مسجد ما مگر چقدر جوان بود؟ حد اکثر مثلًا سیصد و چهل پنجاه نفر. در عین حال برای یک روحانیِ روشن‏فکرِ مرتبط با جوانها، مثل آقای باهنر، که خودش هم دانشگاهی بود و دوره‏های دانشگاهی را دیده بود و محیطهای دانشجوئی را می‏شناخت و از فعالیتهای مذهبیِ به‏روز و متجددانه هم مطلع بود، جمع شدن حدود سیصد یا سیصد و پنجاه نفر جوان- که شاید از این تعداد، مثلًا دویست نفرش دانشجو بودند- چیز عجیبی بود و ایشان را دهشت‏زده و تعجب‏زده کرده بود: دویست تا دانشجو یکجا جمع بشوند و یک روحانی برایشان صحبت کند؟                                                                    !

حالا این را مقایسه کنید با وضعیتی که امروز شما توی دانشگاه دارید. دسترسی روحانی فاضل جوان- مثل شما- به محیط دانشگاهی، به دانشجو، به استاد؛ این را مقایسه کنید، ببینید چه فرصت عظیم و گرانبهائی است. این فرصت را باید نگه دارید، این فرصت را باید خیلی مغتنم بشمرید؛ نکته‏ی اصلی این است.             

اهمیت این حادثه و پدیده از اینجا هم فهمیده می‏شود که انگشت اشاره‏ی بسیاری از بدخواهی‏ها و تبلیغات سوء، اتفاقاً به سمت همین محیط دانشگاه است. می‏بینید توی این تبلیغاتی که می‏شود، یکی از چیزهائی که رویش فشار می‏آورند، مسئله‏ی اسلامی کردن دانشگاه‏هاست، که چرا جمهوری اسلامی می‏خواهد دانشگاه‏ها اسلامی بشود؛ که یکی از مظاهر اسلامی شدنش همین است.                                                      ۱۳۸۹/۰۴/۲۰